دوشنبه,۲۷ آذر, ۱۳۹۶ | ۱۱ : ۰۸
خانه / پیشنهاد سردبیر / اوپک نفس می کشد!
۱۳۹۴/۰۶/۲۳
ناکامیها و کامیابیهای یک سازمان

اوپک نفس می کشد!

اوپک نفس می کشد!

سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) درست درروزهایی شمع ۵۵ سالگی خود را فوت می کند که بسیاری معتقدند قدرت آن رو به افول است و برخی، حتی پا را فراتر گذاشته اند و از پایان عمر آن می‌گویند. اشاره آنان، به ناتوانی اوپک در کنترل بازار نفت و سقوط آن است؛ تاریخ اوپک اما مملو از ناکامیها و موفقیتهاست.

 

 

*ونزوئلا‍‍ نخستین کشوری بود که با نزدیک شدن به ایران، عراق، کویت و عربستان در سال ۱۹۴۹میلادی و ارائه این پیشنهاد که با آنها به تبادل نظر بپردازد و برای برقراری روابط نزدیکتر و همیشگی میان خود، راههای جدیدی کشف کنند، در راستای تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) گام برداشت. در سپتامبر ۱۹۶۰، دولت عراق کشورهای ایران، کویت، عربستان و ونزوئلا‍‍ را به اجلاسی در بغداد دعوت کرد تا درمورد کاهش قیمت مواد خام تولید شده از سوی کشورهای متبوع خود به مذاکره بپردازند. در نتیجه این مذاکرات، اوپک با هدف یکپارچه سازی و هماهنگ کردن سیاستهای ناظر بر نفت کشورهای عضو تأسیس شد.

 

 

*اوپک میان سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵گسترش یافت و قطر (۱۹۶۱)، اندونزی (۱۹۶۲)، لیبی (۱۹۶۲)، امارات (۱۹۶۷)، الجزایر (۱۹۶۹)، آنگولا (٢٠٠۶)، اکوادور(٢٠٠۶) و نیجریه (۱۹۷۱) به جمع کشورهای اولیه اوپک پیوستند. اندونزی و گابن به ترتیب در سالهای ١٩٩۵ و ٢٠٠٩  از عضویت اوپک خارج شدند که اندونزی اخیرا بار دیگر به جمع اعضای این سازمان اضافه شده است؛ حق عضویت در اوپک، سالانه ۵میلیون دلار است و تنها کشورهای صادرکننده نفت می‌توانند عضو این سازمان باشند؛ تخمین و برآورد EIA بیانگر آن است حدود دو سوم  ذخایر نفتی شناخته شده جهان در اختیار اعضای اوپک است.

 

 

*هدف اصلی این سازمان، چنانکه در اساسنامه آن بیان شده هماهنگی و یکپارچه سازی سیاستهای نفت کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تامین منافع جمعی یا فردی آنها، طراحی شیوه‌هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازار بین المللی نفت به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیرضروری؛ عنایت و توجه ویژه به کشورهای تولیدکننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم کردن درآمد ثابت برای کشورهای تولیدکننده نفت؛ تامین نفت کشورهای مصرف کننده به صورت کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی؛ و بازده مناسب و منصفانه برای آنهاست که در صنعت نفت سرمایه گذاری می‌کنند.

 

 

*سهم اوپک در بازار جهانی روشن‌تر از آن است که توضیح آن نیازمند اعداد و ارقام باشد. بیش از ٨٠ درصد ذخایر اثبات‌شده نفت جهان، یعنی بیش از ١٢٠٠ میلیارد بشکه، در اختیار کشورهای عضو این سازمان است. بیش از ۴٠ درصد نفت خام جهان از سوی اوپک تولید می‌شود. اگرچه محوریت اوپک را مسئله نفت تشکیل می‌دهد، کشورهای عضو این سازمان سهم قابل توجهی از ذخائر گاز جهان نیز دارند که برابر حدود نیمی از این ذخائر است، یعنی بیش از ٩۵ تریلیون مترمکعب. همین سهم قابل توجه از بازار، مزید بر استدلالهای رایج درباره کم‌اثر بودن سازمان در تصمیمگیریهای بازار نفت است.

 

 

*امایکی از چالشهای درونی اوپک در کوتاه مدت، توانایی این سازمان برای حل بحران در هنگام کاهش یا قطع تولید نفت برخی کشورهای عضو و آغاز دوباره تولید پس از پایان بحران است؛ تاریخ اوپک مملو از ناکامیها و موفقیتها در این زمینه است. اوپک، زمانی می تواند با چنین بحرانهایی مقابله کند که برخی کشورهای عضو همواره دارای ظرفیت تولید مازاد باشند، البته در هنگام وقوع بحرانهای نفتی تنها برخی کشورهای عضو اوپک زحمت و یا سود چنین شرائطی را تحمل می کنند. به عنوان مثال عربستان طی٣٠ سال اخیر همواره ظرفیت تولید خود را یا حفظ کرده و یا افزایش داده است.

 

 

*حتی اگر هیچ تردیدی در خصوص نقش محوری اوپک در افزایش قیمت نفت و احقاق حقوق کشورهای نفتخیز وجود نداشته باشد، کماکان به نظر می‌رسد این سازمان متناسب با ذخایر و تولید خود بر بازار نفت مسلط نیست و بخش زیادی از آن به مسائل درونی آن بازمی‌گردد. تصمیمگیریهای اوپک در زمان قیمتهای پایین از ضمانت اجرای بیشتری برخوردار بوده ولی در دوره قیمتهای بالا تاریخ نشان داده است که در عمل، تصمیمهای این سازمان هیچ پشتوانه اجرایی قابل توجهی ندارند و اعضا به نوبه خود سعی در حداکثر کردن منافع خود از بازار دارند و با این وجود سهمیه‌بندی‌ای که به نوعی مهمترین راهکار اجرایی اوپک است، در بسیاری موارد توسط کشورهای عضو نادیده گرفته می‌شود.

 

 

*شیوه تعیین سهمیه نیز چالش دیگری است. کشورهای بزرگ و کوچک تولیدکننده نفت به لحاظ سازمانی، قدرت رسمی برابر دارند؛ اگرچه به صورت غیررسمی اینگونه نیست و به عنوان مثال، عربستان با بیشترین ظرفیت تولید، نقش اساسی در تعیین قیمتها دارد. شکاف میان کشورهای عضو سازمان و به طور خاص ایران و عربستان تصمیمگیری در بسیاری از موارد را با مانع روبرو می‌کند. به عنوان مثال در بحث تعیین دبیرکل جدید، سازمان با بن‌بست روبروست و سالهاست تنها راهکار چیزی نیست جز تمدید دبیرکلی. مجموع این عوامل سبب شد گزارشهایی در خصوص «مرگ اوپک» و پایان کار این سازمان منتشر شود.

 

 

*برای این که این سازمان بتواند حضوری موثر و کارآمدتر در عصر جهانی شدن ایفا کند باید نخست، هماهنگی میان اعضای این سازمان تقویت شود، دوم، اعضا باید از تصمیمها و اصول این سازمان تبعیت کنند و سوم، منافع مشترک جایگزین منافع فردی شود و سیاست به معنای واقعی جایگزین بازی سیاسی شود؛ اوپک هنوز زنده است و نفس می کشد.