دوشنبه,۳ مهر, ۱۳۹۶ | ۳۰ : ۰۸
خانه / برق / رقابت «نابرابر»؛ عرصه‌ای برای توسعه همکاری‌ها
۱۳۹۵/۰۸/۱۵

رقابت «نابرابر»؛ عرصه‌ای برای توسعه همکاری‌ها

رقابت «نابرابر»؛ عرصه‌ای برای توسعه همکاری‌ها
شانزدهمین کنفرانس بین‌المللی برق عصر دیروز (سه‌شنبه) با سخنرانی قائم‌مقام وزیر نیرو پایان یافت، اما برای برخی از شرکت‌های حاضر در این نمایشگاه این تنها آغاز راه بود؛ آغاز راه همکاری، یا توسعه همکاری بین شرکت‌هایی که قبلاً با همدیگر در ارتباط بودند.
در دنیا عموماً فلسفه‌ای که برای برگزاری نمایشگاه ها ذکر می‌شود، در سه چیز خلاصه می‌شود: اول؛ آشنایی شرکت‌ها با آخرین قابلیت ها و تکنولوژی‌های یکدیگر، دوم؛ فراهم آمدن بستری برای آغاز روابط یا توسعه همکاری شرکت‌ها با همدیگر و در نهایت، فراهم آمدن فضایی برای شرکت‌های نوپا برای معرفی خود با رقبای غول پیکر و قدرتمند چندین ساله.
در نمایشگاه شانزدهم خوشبختانه فضا برای هر سه امر بسیار مهیا بود به گونه‌ای که بیش از ۵۰۰ شرکت کوچک و مُعظم داخلی و خارجی در این نمایشگاه حضور داشتند، تقریباً می‌توان گفت از جزیی‌ترین بخش‌های صنعت تا سازندگان کلان تجهیزات و تأسیسات صنعت برق و نیروگاه سازی در این نمایشگاه حضور داشتند؛ از زیمنس آلمان گرفته تا شرکت‌های چینی، کره‌ای و شرکت‌های داخلی چون ایران ترانسفو و مپنا و همچنین شرکت‌های کوچک تر در زمینه کابل سازی یا تابلوهای برق و …. .
گردش مالی شرکت‌های حاضر در این نمایشگاه به میلیاردها دلار می‌رسد. برای اینکه بیهوده چنین ادعایی را مطرح نکرده باشیم بد نیست نگاهی کوتاه به سایت های شرکت هایی چون زیمنس یا جنرال الکتریک انداخته شود، شرکتی چون زیمنس در سال گذشته بیش از ۷۶ میلیارد دلار سود داشته است، یا بد نیست اشاره شود که گردش مالی کابل امروزه در دنیا بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار است؛ این در حالی است که سهم کشورمان از این صنعت تنها ۱۵۰ میلیون دلار است و یکی از کشورهای همسایه ما با وجود عدم برخورداری از معادن مس بیش از ۲٫۵ میلیارد دلار در این صنعت صادرات داشته‌اند.
بنابراین خیلی پربیراه نیست که اگر ادعا شود نمایشگاه‌های اینچنینی می‌توانند عرصه ای برای یادگیری بیشتر شرکت‌های فعال در این صنعت با همدیگر باشد، عرصه ای که بیشتر کشورها در بخش‌هایی از آن حرف برای گفتن دارند.
به طور مثال، کشورمان در زمره ۱۰ کشور نیروگاه ساز دنیا قرار دارد و امروز کمتر شرکتی در دنیا هست که از قابلیت‌های شرکت‌های ایرانی در این زمینه بی اطلاع باشد. برای تقریب به ذهن بد نیست اشاره شود که ارزش صادرات خدمات فنی و مهندسی کشورمان در زمینه صنعت برق در حال حاضر بیش از ۳ میلیارد دلار است و این میزان بیش از صادرات خدمات فنی و مهندسی ما در سایر صنایع بوده است، گرچه به قول مهندس هوشنگ فلاحتیان؛ معاون برق و انرژی وزیر نیرو این صنعت قابلیت صادرات ارتقای این میزان را به بیش از ۱۰ برابر میزان فعلی را نیز دارد. جالب تر اینکه، این صنعت در حال حاضر، بیش از ۱۴٫۵ درصد ارزش افزوده صنعت کشور و بیش از ۱۰ درصد از سهم اشتغال کشور را با بیش از ۲۰۰۰ بنگاه فعال در این صنعت، در اختیار دارد. اما شاید بتوان یکی از بزرگ‌ترین موفقیت این صنعت را خودکفایی بیش از ۹۵ درصدی آن دانست. امری که به جرأت می‌توان گفت در هیچ صنعت دیگری هنوز اتفاق نیفتاده است.
بنابراین این صنعت می تواند یکی از بخش‌های بسیار مهم جهت تحقق شعار «اقتصاد بدون نفت» و «صادرات محصولات غیرنفتی» در راستای سند چشم انداز ۱۴۰۴ و شعار دولت‌های گذشته و حال، باشد. صنعتی که با وجود داشتن تعرفه‌هایی در حد قیمت یک «آدامس» یا «پفک» توانسته است همچنان با درایت و خلاقیت شرکت‌ها و سرمایه انسانی خود، روی پا بایستد و حتی به بیش از ۴۰ کشور دنیا صادرات داشته باشد.
با این حال، به گفته کارشناسان این صنعت و براساس بررسی‌های انجام شده، متأسفانه ما همچنان یکی واردکنندگان کالا و تجهیزات در این صنعت به شمار می‌رویم. چرا که چنانکه باید نتوانسته‌ایم از قابلیت‌ها و پتانسیل‌های خود در این صنعت استفاده کنیم؛ شایان ذکر است در سال گذشته ارزش کل صادرات کالا و تجهیزات ما در صنعت برق تنها ۲۷۶ میلیون دلار بوده که حدود ۵۰ درصد آن مربوط به صادرات انواع سیم و کابل بوده است، این در حالی است که واردات کالا و تجهیزات ما در همین سال برابر با ۶۷۶ میلیون دلار بوده که حدود ۶۵ درصد آن مربوط به قطعات الکتریکی بوده است. وقتی علت این مسأله را با کارشناسان امر جویا می‌شویم عمدتاً به دو دلیل اشاره می‌شود: اول؛ پایین بودن تعرفه‌های برق و دوم؛ بالا بودن نرخ تسهیلات در ایران.
در مورد اول باید اشاره کرد که؛ بسیاری از کارشناسان معتقدند ایران ارزان‌ترین تعرفه برق دنیا را دارد، این در حالی است که کیفیت برق در ایران با کشورهای توسعه یافته چندان تفاوتی ندارد. در واقع، مسئولان وزارت نیرو بر این باورند که حداقل هزینه هر کیلووات ساعت برق برای این وزارتخانه حدود ۱۰۰ تومان هزینه در بر دارد، در صورتی که حدود ۵۰ تومان عایدی برای این سازمان دارد و این نشان می‌دهد که به ازای هر کیلووات ساعت، این وزارتخانه ۵۰ درصد قیمت تمام شده را ضرر می‌دهد. بنابراین با یک حساب و کتاب ساده اگر در نظر بگیریم که در سال گذشته حدود ۲۱۰ میلیارد کیلووات ساعت برق تولید شده باید گفت که با احتساب درآمد ۵۰ تومانی برای هر کیلووات ساعت برق، حدود یک تریلیون تومان وزارت نیرو از محل تفاوت قیمت فروش و قیمت تمام شده برق ضرر کرده است. این در حالی است که وزارت نیرو بایستی با این قیمت هم نیروگاه جدید بسازد و هم هزاران کیلومتر خطوط انتقال، توزیع و پست‌های توزیع و فوق توزیع برق را  و…راه اندازی کند!
همچنین با این اوصاف، در نظر بگیرید که برای ساخت هر یک هزار مگاوت نیروگاه برق حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان پول نیاز است و ما براساس پیش بینی‌ها برای تحقق رشد ۸ درصدی در اقتصاد کشور و پوشش پیک مصرف تابستان، سالانه نیازمند ۶ هزار مگاوات نیروگاه جدید هستیم، برای تولید این میزان حداقل نیاز به ۱۲ هزار میلیارد تومان پول هست، این در حالی است که کل بودجه مصوب برای وزارت نیرو در سال جاری حدود ۷ هزار میلیارد تومان بوده است. وقتی این اعداد را کنار هم بگذاریم خواهیم دید که صنعت برق با چه درایتی و پشتوانه ای در حال مدیریت شدن است. البته این تنها گوشه ای از هزینه‌های این صنعت است؛ چرا که وقتی که سایر هزینه‌های احداث خطوط انتقال، توزیع یا برق رسانی چند صد کیلومتری به مناطق محروم روستایی و همچنین بحث نگهداری و تعمیرات این صنعت را در کشور در نظر بگیریم بیشتر به عمق ماجرا و توانمندی این صنعت و سرمایه انسانی آن برای نگه داشتن آن و تبدیل آن به رتبه اول خاورمیانه از نظر ظرفیت نصب شده نیروگاهی و رتبه چهاردهم دنیا از این همین منظر، پی خواهیم برد.
یکی از درس‌های بزرگ نمایشگاه شانزدهم این است که بازدیدکنندگان می‌فهمند که بسیاری از شرکت‌های خارجی که در این نمایشگاه حضور پیدا کرده‌اند، با چنین مشکلاتی روبرو نیستند، با این وجود برخی از آن‌ها، با داشتن چنین شرایط نابرابری توانایی شرکت‌های داخلی را ندارند؛ و این مسئله تنها یک دلیل بیشتر نمی‌تواند داشته باشد؛ «سرمایه انسانی توانمند داخلی». جالب اینکه وقتی به تعداد نخبگان مهاجر کشور نیز نگاهی بیندازید خواهید دید که نخبگان فنی ما به‌ویژه در حوزه برق، بیش از ۴۰ درصد از مهاجرت نخبگان را در بر می‌گیرند و این بیانگر توانایی سرمایه انسانی ما در این صنعت است؛ سرمایه‌ای که توانسته خود را به کشورهای توسعه یافته دنیا نیز تحمیل کند.
و اما در مورد دلیل دوم نیز باید گفت، کشور ما یکی از گران‌ترین نرخ تسهیلات دنیا را در بخش صنعت دارد. به همین خاطر، تولیدکننده در این صنعت، پرهزینه و البته زمان‌بر ، کمتر امید به دریافت تسهیلات در جهت توسعه شرکت خود یا توانایی‌هایش را دارد. یکی از موارد جالبی که در این نمایشگاه‌ها معمولاً رخ می‌دهد مذاکره شرکت‌های داخلی با سرمایه گذاران خارجی جهت تأمین سرمایه یا فاینانس پروژه‌هاست. چرا که شرکت‌های خارجی می‌توانند پول را با نرخ‌های بسیار ارزان قیمت ۲ تا ۳ درصدی از بنگاه‌های مالی و بانک‌های خود در کمترین زمان ممکن دریافت کرده و به حمایت از تولید خود بپردازند. این در حالی است که طبق اعلام بیشتر غرفه‌داران نمایشگاه برق، بسیاری از شرکت‌های داخلی مجبورند برای دریافت تسهیلات، ماه‌ها معطل بمانند تا اینکه در نهایت بتوانند تسهیلاتی با نرخ بیش از ۱۴ درصد دریافت کنند. بنابراین شاید بتوان گفت نمایشگاه شانزدهم عرصه رقابتی «نابرابر» بود. نابرابری‌ در شرکت‌هایی که از نظر استعدادها و شرایط درونی شاید تفاوت چندانی با هم نداشند، اما هر دو محصول شرایط خویش‌ بودند. به همین خاطر، شاید بتوان گفت این دو، خود تاریخ خویش را می‌سازند اما نه آنگونه که می‌خواهند.
*عبدالصمد محمودی