شنبه,۳۱ تیر, ۱۳۹۶ | ۱۲ : ۰۳
خانه / نفت / شکست دوحه، منطقی از پیش معلوم!
۱۳۹۵/۰۱/۳۰

شکست دوحه، منطقی از پیش معلوم!

شکست دوحه، منطقی از پیش معلوم!

نشست دوحه میان ۱۸کشور تولیدکننده نفت در جهان، چنانچه پیش بینی می شد، ناکام ماند. ناکامی این نشست از آنجا قابل پیش بینی بود که ایران به عنوان قطب مهم تولید نفت و گاز در جهان با تدبیر و سیاست در این اجلاس شرکت نکرد، زیرا می شد از پیش حدس زد که چنین اجلاسی محکوم به شکست است و باید از راههای دیگری به دنبال اصلاح جریان بازار بود.

 

به نظر می رسد برگزاری اجلاس دوحه از اساس با منطق یک حرکت عمومی در روابط بین الملل ناهمخوان بود و شاید در کنار شرکت نکردن ایران در اجلاس، همین عامل هم به عنوان فاکتوری اساسی در ناکامی آن تاثیر گذاشته باشد.

 

بازیگران اصلی بی سامانی بازار نفت، کشورهایی بودند که به جز عربستان، هیچیک از آنها در اوپک حضور ندارند و از آغاز مشخص بود که این کشورها به طور جدی از منطق بازار حمایت نمی کنند و هنگامی که از ماه ژانویه ۲۰۱۶ مشخص شد که صادرکنندگان برای وضع بی ثبات قیمتها فکری خواهند کرد، نهایت تلاش خود را به کار بستند تا بلکه پیش از حذف تحریمهای ایران به سقف تولید ممکن برسند و پس از آن تولیدکنندگان را مقابل عملی انجام شده قرار دهند.

 

از آغاز مشخص بود و ایران هم پنهان نمی کرد که پس از حذف تحریمها بلافاصله برای احیای سهم خود از بازار تلاش خواهد کرد بنابراین طرح فریز نفتی را نمی پذیرد. این در حالی بود که بی ثبات کنندگان بازار خود به دنبال فریز تولید ایران بودند و حاضر نبودند از تولید خود عدول کنند.

 

نشست دوحه در حقیقت تلاشی برای بی ثبات کردن جایگاه اوپک در بازار متلاطم نفت بود. عربستان که پس از روی کار آمدن دولت افراطی سلمان می کوشد در منطقه به عنوان یک ابرقدرت شناخته شود، برای بیرون راندن اضافه تولید نفت ایران از بازار حرکتی را آغاز کرد و در پی آن بود که به آن با حضور ایران در اجلاس دوحه مشروعیت ببخشد. این اقدام باتوجه به این که عاملان اصلی بی ثباتی بازار از جمله خود عربستان، آمریکا، روسیه، کانادا و… آمادگی برای پذیرش واقعی فریز نفتی نداشتند از آغاز حرکتی شکست خورده بود. کشورهایی که از ماه ژانویه به تولید خود اضافه کرده بودند و کششی بیشتر برای اضافه تولید نداشتند، چگونه می توانستند به فریز نفتی رای مشروعی بدهند. عربستان، با حمایت از تشکیل اجلاس دوحه می کوشید تشکیلاتی را مقابل سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) قرار دهد که به سهمیه بندی توجه نداشته باشد. این سازمان جدید که تصمیمات آن فاقد هرگونه توجیه و ضمانت اجرایی بود، حتی به اندازه اوپک هم نمی توانست در ساختار سهمیه بندی موثر واقع شود.

 

چه ضمانت اجرایی و چه سازو کاری می توانست در مقابل کشورهایی که فریز را رعایت نکنند قرار گیرد. واقعیت آن است که هیچ ابزار منطقی در مقابل این تشکل جدید قرار نداشت و لذا شکست اجلاس دوحه نتیجه بی منطقی ذاتی نهفته در سازماندهی آن بود و غیبت کشورها نمی توانست خود به خود باعث شکست نشست شود.

 

تنها نقطه مثبت در کارنامه دوحه حضور کشورهای غیرعضو اوپک بود که می توانست به مشروعیت بیشتر تصمیمها بینجامد. این در حالی است که باتوجه به پیش بینی شکست نشست، از پیش از برگزاری اجلاس بازار با کاهش قیمتها به استقبال تصمیمات دوحه رفت.

 

نشستهایی مانند دوحه در شرائط موجود و با در نظر گرفتن سطح تعهد تولیدکنندگان به سقف تولیدشان بازی از پیش باخته ای است که تنها به افزایش تولید و کاهش قیمتها می انجامد و عاقلانه ترین اقدام می تواند پرهیز از هیجان و افتادن در صفحه شطرنجی باشد که همه خانه های آن سیاه است!

 

حمیدرضا زاهدی