یکشنبه,۲۶ آذر, ۱۳۹۶ | ۰۱ : ۱۱
خانه / نفت / پشت پرده توافق بزرگ برای افزایش قیمت نفت
۱۳۹۴/۰۶/۲۴

پشت پرده توافق بزرگ برای افزایش قیمت نفت

پشت پرده توافق بزرگ برای افزایش قیمت نفت

«در نهایت بهت و آشفتگی‌ی کیسینجر (وزیر‌خارجه وقت آمریکا)، قرار شد جلسه‌ای از مشاوران ارشد کاخ سفید در هفته اول آگوست تشکیل شود تا کل مساله قیمت‌گذاری نفت، رودررویی عربستان سعودی و ایران و علت عدم همکاری شاه با سعودی‌ها و… مورد بررسی قرار گیرد. کیسینجر این خبر را بعدازظهر روز اول آگوست (۱۹۷۴) تلفنی از معاون وزیر خارجه، رابرت اینگرسال، شنید که گفت: «وزارت خزانه‌داری میل دارد جلسه‌ای با شما و سایمون (وزیر خزانه‌داری وقت آمریکا) در هفته آینده داشته باشد…. کیسینجر گفت: «من اصلا به ارزیابی او از وضعیت اطمینان ندارم.» اینگرسال گفت: «مقامات خزانه‌داری می‌خواهند داستان‌های ضدونقیض شاه را برای از بین بردن حراج نفتی یمانی (وزیر نفت وقت عربستان) روشن کنند.» کیسینجر با اعتراض گفت: «من نمی‌فهمم سعودی‌ها چرا باید برای پایین آوردن قیمت (نفت) چنین خطری را بپذیرند.» *۱ چهل و یک سال پس از آنکه زکی یمانی خواست با حراج یک میلیون بشکه نفت، قیمت‌ها را پایین بیاورد، علی‌النعیمی، وزیر نفت عربستان، با طراحی بازی پیچیده‌ای، قیمت نفت را پایین نگاه داشت، تا حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز بر تولید نفت عربستان بیفزاید. گزارش ماه آگوست دبیرخانه اوپک، به نقل از منابع ثانویه، تولید نفت عربستان را در جولای ۲۰۱۵، به‌طور متوسط ۱۰ میلیون و ۳۵۲ هزار بشکه در روز اعلام کرده است. تولید نفت عربستان در سال ۲۰۱۴ به‌طور متوسط ۹ میلیون و ۶۸۳ هزار بشکه بود. میزان سهم بازار، یکی از مولفه‌های مهم در تامین امنیت ملی و منافع کلان اقتصادی کشورهای نفت‌خیر است. بازی نفتی عربستان چیست؟ جایگاه نفت ایران پس از تحریم کجاست؟ قیمت نفت چرا پایین آمد؟ به کجا خواهد رفت؟ بعد از پاسخ این سوالات به یک واقعیت می‌رسیم: «دهه «ضیافت نفت» به پایان رسیده اما، «رقابت نفتی» ایران و سعودی دهه‌هاست که ادامه دارد.

از درآمد ۶۳۹ میلیارد دلاری تا کاهش ۲۳ دلاری قیمت نفت در چهار ماه

بانک مرکزی درآمد ایران از محل صادرات نفت خام در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ را حدود ۶۳۹ میلیارد دلار اعلام کرده است. زمانی که احمدی‌نژاد زمام دولت ایران را در دست داشت. آمار فروش میعانات گازی که ارزشی معادل نفت خام دارد، در عدد ۶۳۹ میلیارد دلاری لحاظ نشده است. این در حالی‌ست که کل درآمد چهل‌ساله فروش نفت ایران از سال ۱۹۶۵ تا ۲۰۰۴ میلادی، حدود ۵۸۲ میلیارد دلار بوده است. پس از «ضیافت نفتی احمدی‌نژاد» دوره دشواری نفتی فرا رسیده است. یازدهم ژوئیه ۲۰۰۸ قیمت نفت به رکورد ۱۴۷ دلاری رسید. هر چند قیمت نفت در حوالی سال ۲۰۰۹ به‌دلیل بحران مالی جهانی تا ۴۰ دلار هم پایین آمد اما در هشت‌ساله دولت‌های نهم و دهم، درآمدهای نفتی ایران بی‌تکرار بود. قیمت نفت از سال ۲۰۱۱ دوباره به مدار ۱۰۰دلار آمد. حالا اما شرایط عوض شده است. قیمت هر بشکه نفت برنت، سه‌شنبه گذشته ۴۹ دلار و ۵۹ سنت بود. از زمستان سال گذشته تاکنون، قیمت نفت بر مدار ۵۰ دلار حرکت کرده است. قیمت هفتگی سبد نفت خام اوپک چهار ماه پیش (هفته منتهی به هشتم ماه می ‌۲۰۱۵) در سطح ۷۵/۶۳ دلار در هر بشکه بود. قیمت سبد نفتی اوپک اوایل شهریور به محدوده ۴۰ دلار در هر بشکه رسید؛ یعنی ۲۳ دلار کاهش در چهار ماه. نفت ایران به همراه نفت عربستان، جزء دوازده نفت موجود در سبد نفتی اوپک هستند.

چرا قیمت‌های نفت پایین آمده‌اند؟

هم باید بازار نفت را از بالا دید هم حوادث جاری جهان را رصد و تاثیرش را بر قیمت برآورد کرد. چرا نفت ۱۴۷ دلاری تا محدوده ۴۰ دلار پایین آمده است؟ نکته کلیدی اینجاست که هرگاه قیمت نفت به‌صورت غیرمتعارف افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذاری در بخش‌های بالادستی صنعت نفت شدت می‌گیرد. دکل‌های حفاری بیشتری ساخته می‌شود و شرکت‌های نفتی از طریق نظام‌های پولی و بانکی، به منابع بیشتر مالی دسترسی پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، نفت گران باعث می‌شود تا استخراج نفت از میادینی که هزینه تولیدشان بالاست، دارای توجیه اقتصادی شود. وقتی نفت ۱۰۰ دلار است، استخراج از میادینی که هزینه تولید آن ۷۰ دلار است مقرون‌به‌صرفه می‌شود. حالا هم شرکت‌های نفتی به سرمایه‌های پولی و بانکی دسترسی پیدا کرده‌اند، هم بسیاری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری و میادین نفتی که در قیمت‌های پایین به آن بی‌توجهی شده بود در قیمت‌های بالای نفت مورد توجه قرار می‌گیرد. این دو موضوع را بگذارید کنار پیشرفت‌های تکنولوژیک تا برسید به تولید نفت از میادین گران‌قیمت و نفت‌های غیرمتعارف نظیر «نفت شیل»؛ از آمریکا گرفته تا کانادا و آرژانتین و کلمبیا. محصول این اتفاقات چیست؟ افزایش تولید نفت در جهان. آمریکا به تنهایی توانست در قیمت‌های بالا، تولید خود را به حدود ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز برساند. این اما تنها یک روی سکه است. روی دیگر سکه بازار نفت، تقاضاست. کاهش رشد اقتصادی جهانی به ویژه چین، از تقاضای نفت کاسته است. رشد اقتصاد جهانی از ۶/۳ به ۲/۳ کاهش یافته است. این دو روی سکه، باعث شد خروج بخشی از نفت ایران، لیبی، نیجریه و سوریه به چشم نیاید. جزئی‌تر می‌شویم و علامت سوالمان را می‌گذاریم پیش روی چهار ماه اخیر.

دلایل اصلی کاهش قیمت نفت در چهار ماه اخیر چیست؟

یکی از مهمترین علل کاهش قیمت نفت در چهار ماه اخیر، کاهش ارزش پول چین است. چین برای حمایت از صادراتش، به‌طور کم‌سابقه‌ای ارزش یوآن را در مقابل ارزهای دیگر کاهش داده است. حال اقتصاد چین خوب نیست. رشد اقتصادی این کشور ضعیف شده است و تاثیر آن بر تقاضای جهانی نفت سریع است. تغییر سیاست دولت «شی جین‌پینگ» برای توسعه بخش خدماتی به‌جای بخش صنعت و کاهش مصرف انرژی در چین از جمله عوامل مهم در پیش‌بینی کارشناسان برای محدودشدن رشد تقاضای نفت در جهان است. به این نمونه دقت کنید؛ رویترز گزارش کرده که بارگیری نفت ایران (در ماه آگوست) برای صادرات به چین در ماه سپتامبر ۱۷۵ هزار بشکه نسبت به ماه قبلش کمتر شده و به روزانه ۳۴۸ هزار بشکه رسیده است. اقتصاد بزرگ چین این توانایی را دارد که بر تقاضای جهانی نفت تاثیر بگذارد. حالا اگر کاهش یک درصدی بهره‌برداری از ظرفیت پالایشگاه‌های آمریکا و پایان فصل مسافرت‌های تابستانی هم به آن اضافه شود، رشد تقاضای جهانی نفت را کاهش می‌دهد. اینها، یکی از دلایل کاهش قیمت نفت در چهار ماه اخیر است. افزایش بی‌سابقه ذخایر تجاری و استراتژیک کشورهای OECD و مازاد عرضه نفت از دیگر عوامل مهم تاثیرگذار بر کاهش قیمت نفت در چهار ماه اخیر است. بر اساس برآوردهای صورت‌گرفته از ذخایر تجاری و استراتژیک نفتی سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) می‌تواند ۹۷روز از مصرف این کشورها را تامین کند. این عدد پیشتر برای ۸۹ روز بود. بی‌سابقه‌تر آنکه، با وجود افزایش ذخایر تجاری و استراتژیک در سطح جهان، در سه ماهه دوم سال جاری میلادی، ۲ میلیون و ۸۷۰ هزار بشکه، اضافه عرضه نفت در جهان وجود داشته است. اضافه عرضه‌ای که بیشتر بارش بر دوش تولیدکنندگان بزرگ جهان از جمله عربستان و روسیه است. کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند این اضافه عرضه تا پایان سال در حدود یک میلیون بشکه باقی بماند. اضافه صادرات یک میلیون بشکه‌ای نفت ایران، طبیعتا بر مازاد عرضه جهانی نفت تا بیش از ۲ میلیون بشکه در روز خواهد افزود. وزیر نفت پیشتر از افزایش ۵۰۰ هزار بشکه‌ای صادرات نفت، بلافاصله پس از لغو تحریم‌ها و ۵۰۰ هزار بشکه دیگر در فاصله شش ماه بعدتر خبر داده بود.

اوپک و آمریکا چطور بر کاهش قیمت نفت تاثیر گذاشته‌اند؟

نکته مهم درباره آینده قیمت نفت، دقت در معاملات آتی است. توقع معامله‌گران از قیمت نفت، در معاملاتی که برای ماه‌های آتی انجام می‌دهند، افزایشی نیست. در این شرایط، دوازده کشور عضو اوپک در ماه جولای روزانه ۳۱ میلیون و ۵۱۳ هزار بشکه نفت تولید کرده‌اند، که یک میلیون و ۵۱۳ هزار بشکه بیش از سقف تعیین‌شده ۳۰ میلیون بشکه‌ای برای این سازمان است. این را منابع ثانویه بازار نفت گزارش کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی هم گزارش کرده که تولید نفت در کشورهای غیراوپک در امسال حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه رشد کرده است. آمریکا بیشترین میزان رشد تولید نفت غیر‌اوپکی‌ها را به خود اختصاص داده است. قیمت پایین نفت هر چند تعداد دکل‌های حفاری در آمریکا را کاهش داده است اما، آمارها کاهش چندانی را در تولید نفت شیل گزارش نکرده‌اند. «تولید نفت شیل در ماه سپتامبر (ماه جاری میلادی) به روزانه ۵‌میلیون و ۲۷۰ هزار بشکه خواهد رسید که ۹۳ هزار بشکه در روز کمتر از تولید ماه آگوست خواهد بود.». این را اداره اطلاعات انرژی آمریکا، گزارش کرده است. کمتر از یک‌سال به عقب برگردیم. زمانی که علی النعیمی، وزیر نفت عربستان در جلسه بسته اوپک ۱۶۶ برای وزراء نطق می‌کرد. «شیل اویل برود به جهنم»! علی النعیمی با این تعابیر تلاش کرد حمایت وزرای اوپک را برای کاهش ندادن سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه‌ای جلب کند. وزیر نفت عربستان معتقد بود در قیمت‌های پایین نفت، تولید نفت‌های گران از جمله نفت‌های شیل، کاهش خواهد یافت و قیمت‌ها تعدیل خواهد شد. حالا یک‌سال گذشته است و تنها ۹۳ هزار بشکه از تولید ۵ میلیون و ۲۷۰ هزار بشکه‌ای شیل در آمریکا کاهش یافته است. اما استراتژی عربستان، دستاورد هم داشته است. شرکت‌های بزرگ نفتی دنیا سرمایه‌گذاری در میادین نفتی که هزینه تولید هر بشکه‌شان بیش از ۶۰ دلار است را متوقف کرده‌اند. این اقدام شرکت‌های نفتی، تاثیر زیادی بر تولید امسال و سال آینده نخواهد داشت. اما از اوایل سال ۲۰۱۷ ممکن است رشد تولید نفت‌های غیرمتعارف به مرور کاهش یافته و متوقف شود. به شرط آن‌که سطح قیمت‌های فعلی ثابت مانده یا پایین بیاید.

قیمت نفت در ماه‌های آینده در چه محدوده‌ای خواهد بود؟

«بهتر است قیمت نفت در بودجه سال آینده کشور در حد ۵۰ دلار تعیین شود.» این را یک مقام مسوول به «صدا» می‌گوید. اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌بینی‌اش از قیمت نفت برنت برای سال ۲۰۱۶ را حدود ۸ دلار کاهش داده و در حد ۵۹ دلار برآورد کرده است. انواع نفت‌های ایران معمولا چند دلار ارزانتر از نفت برنت است. در بازار معاملات کاغذی، قیمت‌های نفت کاهنده است. چون حجم معاملات کاغذی نفت بسیار بیشتر از معاملات فیزیکی است، تاثیر این نوع از معاملات در شکل‌گیری قیمت نفت زیاد خواهد بود. اگر این روند ادامه داشته باشد پیش‌بینی می‌شود قیمت معاملات کاغذی نفت از قیمت معاملات فیزیکی نفت هم پایین‌تر بیاید. چراکه معامله‌گران می‌دانند اگر برگه‌های کاغذی‌شان را بفروشند می‌توانند دوباره در قیمت‌های پایین‌تر خرید کنند. در این شرایط اگر پالایشگاه‌ها هم به اورهال بروند و اضافه عرضه‌های بازار نفت ادامه یابد، فشار بیشتری بر قیمت نفت وارد خواهد شد. اغلب کارشناسان بر این باورند که قیمت نفت در آینده‌ای نزدیک به محدوده ۱۰۰ دلار باز نخواهد گشت. چراکه اگر به سمت آن محدوده حرکت کند، دوباره تولید از نفت‌های شیل و میادین گران رونق می‌گیرد. پیش‌بینی‌ها این است که قیمت نفت تا پایان سال ۲۰۱۶، کمتر از ۶۰ دلار خواهد بود. قیمت نفت برای باقیمانده امسال هم بین ۴۵ تا ۵۰ دلار در نوسان خواهد بود. تحولات تکنولوژیک برای تولید ارزان از شیل‌ها، تاثیر مستقیمی بر آینده بازار نفت خواهد داشت. با این اوصاف، بودجه کشور باید با دقیق‌ترین برآورد از قیمت نفت بسته شود. وزیر نفت اخیرا در گفت‌وگو با CNN، قیمت مناسب برای نفت را ۷۰ تا ۸۰ دلار اعلام کرده است. زنگنه در این گفت‌وگو راهبرد عربستان برای حفظ سهم اوپک در بازارهای جهانی را کارساز ندانست و خواستار بازنگری در این راهبرد شد: «پس از گذشت یک سال از واکنش بازار و تولید‌کنندگان شیل اویل به راهبرد حفظ سهم، دریافتیم که در پیش گرفتن این راهبرد تاثیر مهمی ندارد و من فکر می‌کنم در حال رسیدن به مرحله‌ای هستیم که تصمیم بگیریم چگونه بازار را مدیریت کنیم.»

پشت پرده راهبرد عربستان برای حفظ سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه‌ای اوپک

سال گذشته، قبل از آغاز اجلاس ۱۶۶ اوپک، وزیر خارجه ونزوئلا به عربستان رفت تا سعودی‌ها را برای کاهش تولید نفت متقاعد کند. شایع است که وزیر نفت عربستان در دیدار با رافائل رامیرز گفته بود که هر چقدر روسیه و غیراوپک از تولید نفتشان کم کنند، عربستان و اوپک دو برابر آن‌را کم خواهند کرد. چند روز قبل از اجلاس وزرای اوپک، وزرای روسیه، مکزیک و عربستان در یکی از هتل‌های وین دور هم جمع شدند. اما توافقی حاصل نشد. روسیه حاضر نیست از تولید بیش از ۱۰ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه‌ای خود کم کند، هر چند هفته گذشته یکی از مقامات روسیه برای همکاری با اوپک اعلام همکاری کرد. برخی کارشناسان این موضع مقامات روسیه را برای جلوگیری از متهم نشدن در برابر افکار عمومی روس درخصوص همکاری با اوپک جهت افزایش قیمت نفت ارزیابی می‌کنند. در چنین شرایطی وقتی عربستان هرگونه کاهش تولید نفت را منوط به همکاری روسیه می‌کند، یعنی دو قدرت ۱۰ میلیون بشکه‌ای تولید نفت جهان، هیچ‌کدام حاضر نیستند از سهم بازارشان بکاهند. اما پشت پرده این مواضع عربستان، افزایش سهم خود در تولید اوپک و کسب سهم بازار بیشتر است. این بازی عربستان تازگی ندارد. سعودی‌ها یک‌بار در نوامبر ۱۹۸۵ و یک بار در اجلاس جاکارتا، سهم‌شان از تولید اوپک را افزایش داده‌اند. پیش از این بازی‌ها ۲۳ درصد تولید اوپک در اختیار عربستان بود. امروز سهم عربستان در تولید اوپک بیش از ۳۳ درصد است. برای اینکه بتوانید وزن‌کشی کنید، این دو عدد را هم بخوانید؛ ایران همواره ۱۴ درصد از تولید اوپک را در اختیار داشت. تولید نفت ایران در ماه جولای ۲ میلیون و ۸۶۱ هزار بشکه در روز بوده است. پس ایران در حال حاضر تنها ۹ درصد تولید ۳۱ میلیون و ۵۱۳ هزار بشکه‌ای اوپک را در اختیار دارد. زبان آمار، وزن کشورها را به خوبی روشن می‌کند. آیا ایران نباید سهم از دست رفته خود را احیاء کند؟

  عربستان چطور توانسته است سهم تولید خود در اوپک را بالا ببرد؟

افزایش سهمیه در تولید اوپک کار ساده‌ای نیست. اما عربستان تاکنون سه بار این کار را انجام داده است. روش کار عربستان این‌طور است که وقتی اقتصاد جهانی افت می‌کند و مازاد عرضه نفت به‌وجود می‌آید، عربستان فروش نفت‌اش را بالا می‌برد. وقتی پول دست کسی نمی‌ماند و درخواست برای همکاری سعودی‌ها بالا می‌رود، آنها پذیرش بخشی از افزایش تولیدشان را به‌عنوان سهمیه رسمی در اوپک پیش‌شرط می‌کنند و دیگران برای جلب همکاری عربستان، ناچار پیش‌شرط عربستان را می‌پذیرند. از سال گذشته تاکنون عربستان ۷۰۰ هزار بشکه در تولید نفتش افزوده است. منابع مطلع خبر می‌دهند که غیر از کاهش تولید روسیه و تولیدکنندگان غیراوپک، آمدن عراق در سهمیه‌بندی‌های سازمان کشورهای صادرکننده نفت از دیگر شروط پنهان عربستان برای احیای نظام سهمیه‌بندی اوپک و همکاری با سایر اعضا به منظور کاهش سقف تولید اوپک است. عراق پس از جنگ، از سهمیه‌بندی اوپک خارج شد تا پول بیشتری برای بازسازی‌اش به‌دست آورد. تولید عراق از سال ۲۰۱۳ تاکنون یک میلیون بشکه افزایش یافته و در جولای گذشته به ۴ میلیون و ۷۴ هزار بشکه در روز رسیده است. اگر ایران و کشورهای همپیمانش در اوپک بخواهند عربستان و همگرایانش را به کاهش سقف تولید متقاعد کنند، احتمالا با این گزینه‌های عربستان مواجه خواهند شد. اگر افزایش سهمیه عربستان در اوپک را نپذیرند، عربستان همکاری نخواهد کرد. اگر بپذیرند مفهومش افزایش قدرت بیشتر سعودی‌ها در اوپک خواهد بود. آن وقت اگر قرار باشد هر کشوری به نسبت سهمش در اوپک، نفت تولید کند، باز عربستان سهم بیشتری از کشورها خواهد برد. همه تلاش عربستان در ماه‌های آینده نگاه داشتن ۷۰۰ هزار بشکه افزایش تولید خود در سهمیه‌بندی احتمالی اوپک خواهد بود. اما در مورد دعوت از عراق برای پیوستن به نظام سهمیه‌بندی آتی اوپک، اگر سایر اعضاء این سازمان مسوولیت آوردن بغداد به سهمیه‌های اوپک را بپذیرند، عربستان توانسته است توپ را به زمین ایران و دیگر اعضای اوپک بیندازد. عراق هنوز مایل نیست در قالب سهمیه‌بندی‌های اوپک تعریف شود.

داعش چگونه بخشی از بازی نفت شده است؟

تولید نفت لیبی در سال ۲۰۱۳ به‌طور متوسط ۹۲۸ هزار بشکه در روز بود. در ماه جولای به ۳۷۳ هزار بشکه در روز رسیده است. نیجریه همچنان وضعیت باثباتی ندارد. جذب نفت تولیدنشده این کشورها برای عربستان، امارات، قطر و کویت کار سختی نیست. عراق اما، رقیب مهمی برای سعودی‌ها است. هر عاملی که باعث عدم ثبات در سوریه و عراق شود، به نفع عربستان است. همان‌طور که درگیری‌های جناحی در لیبی منافع نفتی عربستان را تامین می‌کند. کمبود تولید این کشورها، به نفع کشوری است که می‌تواند به سرعت ظرفیت تولیدش را به تولید نفت تبدیل کند. پس داعش، وقتی ثبات عراق و سوریه را به‌هم می‌زند، می‌تواند بخشی از بازی نفت باشد. بنابراین تلاش ایران برای تامین ثبات در عراق و سوریه، جدا از اهداف سیاسی، می‌تواند اهداف نفتی داشته باشد. این پیچیدگی‌های سیاسی و اقتصادی بازار نفت است. وقتی عده‌ای دیپلماسی انرژی کشور را مورد انتقاد قرار می‌دهند، به پیچیدگی‌های بازار نفت و تصمیم‌سازی در اوپک اشاره نمی‌کنند. دلواپس این نمی‌شوند که ایران به‌خاطر تحریم‌ها روزی ۵/۱ میلیون بشکه کمتر نفت می‌فروشد. نگران نمی‌شوند که عربستان در همین یکسال اخیر روزی ۷۰۰ هزار بشکه بیشتر نفت فروخته است. به عبارت دیگر، در قیمت ۵۰ دلاری نفت، روزی ۷۵ میلیون دلار کمتر به خزانه ایران ریخته شده است. در یک‌سال گذشته، روزی ۳۵ میلیون بیشتر به خزانه سعودی ریخته شده است. بودجه بازی‌های سیاسی- نظامی عربستان در منطقه از پول نفت‌شان تامین می‌شود.

حالا ایران باید چه کند؟ ذخایر نفتش را به تولید نرساند؟

گاه برخی می‌گویند چرا باید ذخایر نفتی کشور را که متعلق به نسل‌های آینده است با قیمت ارزان بفروشیم؟ نفت کالایی نیست که فقط در اختیار ایران باشد. بنابراین ایران نفروشد کشورهای دیگر هستند که بفروشند. خریداران هم از هر فروشنده‌ای می‌خرند. قیمت نفت را هم ایران تعیین نمی‌کند. با پیشرفت‌های تکنولوژیک و شیوع برداشت از نفت‌های غیرمتعارف معلوم نیست در آینده ارزش اقتصادی نفتی که استخراج نشده باشد، پس ایران باید به سرعت ظرفیت تولید نفتش را توسعه دهد، تا جایی که می‌تواند آن‌را به فرآورده تبدیل کند، مابقی‌اش را بفروشد و با سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، ثروت زیرزمین را به ثروت‌های روی زمین تبدیل کند. پیشبرد این استراتژی اما، در شرایط فعلی کار ساده‌ای نیست. کشورهایی که پیش از این خریداران نفت ایران بودند، پس از اعمال تحریم‌ها، از سایر کشورهای تولیدکننده، نفت خریده‌اند. حتی اگر تصمیم بگیرند دوباره به ایران رجوع کنند، حداقل یک‌سال زمان خواهد برد. در این مدت، سایر تولیدکنندگان نفت دست بسته نمی‌نشینند تا ایران بازارشان را تهدید کند. جدا از این مسائل، افزایش صادرات نفت برای ایران یک انتخاب نیست. یک اجبار است. اقتصاد ایران به پول نفت، نیاز مبرم دارد. پیش از اینها باید پول‌های کلان نفتی، زیر بنای اقتصاد ایران را تقویت می‌کرد. اگر اقتصادمان تا این حد به نفت وابسته نبود، امروز قدرت انتخاب بهتری داشتیم. می‌توانستیم بیشتر نفت تولیدی‌مان را به تولید ناخالص ملی تبدیل کنیم. فولاد بسازیم. آلومینیوم تولید کنیم. برق بفروشیم. پالایشگاه بخریم و فرآورده بفروشیم. اما روزی که درآمدهای بی‌سابقه نفتی، به این کشور سرازیر شد، انگور وارد کردیم و پورشه سوار شدیم. اگر نفت ۱۴۰ دلاری بستر اقتصاد ایران را بیشتر از آنچه امروز هست، تقویت می‌کرد، امروز در نفت ۴۰ دلاری مشکلات کمتری داشتیم. حالا هم چاره‌ای نداریم جز اینکه سهم بازار خود را به‌دست آوریم تا بتوانیم وارد چانه‌زنی با بزرگان نفت دنیا شویم. تا حداقلی از قیمت نفت را برای کشور تضمین کنیم. مسوولان وزارت نفت برای بازاریابی فروش نفت پس از لغو تحریم‌ها کار دشواری دارند. یکی از راهکارهای موثر برای افزایش سهم بازار نفت ایران، خرید سهام پالایشگاه‌های خارجی در کشورهای مصرف‌کننده است. اوپک تقاضای جهانی برای نفت در سال ۲۰۱۶ را بیش از ۹۴ میلیون بشکه در روز پیش‌بینی کرده است. بر اساس پیش‌بینی‌ها ۳۰ میلیون و ۱۲۰ هزار بشکه، سهم اوپک خواهد بود.

چرا ایران نمی‌تواند در اوپک حرف خود را به کرسی بنشاند؟

دو موضوع اساس سازمان کشورهای صادرکننده نفت است. اول اینکه اوپک تجمیع اراده عمومی برای متعادل کردن عرضه نفت در بازار به منظور حفظ سطحی از قیمت‌هاست که درآمد قابل قبولی را برای اعضاء سازمان تامین کند. دوم آنکه همه تصمیمات اوپک با اجماع و موافقت همه اعضاء اتخاذ می‌شود. هیچ تضمینی هم برای اجرای تصمیمات، جزء تمایل کشورها برای پایبندی به آن وجود ندارد. اوپک سازمانی است متشکل از کشورهای رقیب که برای کسب منافع مشترک دور یک میز می‌نشینند. هر کشوری برای منافع ملی خودش کار می‌کند. عربستان می‌خواهد سهمیه‌اش از تولید اوپک را افزایش دهد. ایران می‌خواهد سهم بازارش را احیاء کند. قدرت در اوپک، به میزان تولید بشکه‌های نفت و داشتن ظرفیت مازاد تولید بستگی دارد. امروز عربستان ۶ درصد بیش از ۳ برابر سهم ایران در اوپک، نفت تولید می‌کند. در این شرایط مسلما قدرتی برای اعمال تصمیمات مدنظرش نخواهد داشت. اگر ایران، ونزوئلا، الجزایر، آنگولا، نیجریه، اکوادور و عراق با هم متحد باشند، می‌توانند روبه‌روی عربستان با قدرتی یکسان سخن بگویند. «اخیرا الجزایر، نامه‌ای نوشته و خواهان همکاری اعضای اوپک درباره قیمت نفت شده است. مقامات ایران هم اخیرا درباره لزوم سروسامان‌دادن به وضعیت بازار نفت با دبیرکل اوپک صحبت کرده‌اند. مسوولین ایرانی قبلا با روس‌ها در مورد همکاری برای افزایش قیمت نفت صحبت کرده‌اند. اما روس‌ها فعلا حاضر به همکاری نیستند.» این را یک منبع مطلع به «صدا» می‌گوید. برخی کارشناسان از احتمال تصمیم اوپک در اجلاس ۱۶۸ برای کاهش تولید این سازمان خبر داده‌اند. این جلسه قرار است در ماه دسامبر تشکیل شود. اگر این پیش‌بینی درست باشد،

آیا اوپک باید از سقف ۳۰ میلیون بشکه‌ای خود بکاهد؟

روزی که رستم قاسمی، وزیر نفت وقت ایران، با لغو سهمیه‌بندی‌های اوپک موافقت کرد، فکر امروز نبود. اگر قرار باشد اوپک از سقف تولید ۳۰ میلیون بشکه‌ای خود کم کند، هر کشور چقدر باید تولیدش را پایین بیاورد. هیچ مبنایی برای آن وجود ندارد! وزارت نفت ایران چهار ماه پیش در نامه‌ای به دبیرکل اوپک، خواهان احیای نظام سهمیه‌بندی اوپک شده است. تا بتوان برای هر کشور سهم مشخصی از مجموع تولید اوپک را تعیین کرد. هر چند در شرایط فعلی احیای نظام سهمیه بندی به ضرر کسانی است که نفت کمتری تولید می‌کنند و به سود کشورهایی است که تا توانسته‌اند بر تولید نفت‌شان افزوده‌اند. بنابراین ایران کار ساده‌ای پیش رو نخواهد داشت. حتی اگر نظام سهمیه‌بندی در اوپک احیاء شود، مسلما سهمیه‌های قبلی کشورها برقرار نخواهد شد. بعید است کشورها از میزان تولید فعلی‌شان به سادگی کوتاه بیایند. آیا کویت از تولید فعلی روزانه ۲ میلیون و ۷۰۳ هزار بشکه‌ای خود عقب خواهد نشست؟ وقتی کشوری ۷۰۰ هزار بشکه به تولید نفتش اضافه کرده است تا مقداری از آن را در سهمیه‌های رسمی‌اش تثبیت نکند، کنار هیچ توافقی خواهد ایستاد؟ کدام کشور را می‌توان مجبور کرد تولیدش را پایین بیاورد؟ اگر بشود اجبار کرد تضمین پایبندی‌اش چیست؟ مگر اوپکی‌ها تصمیم نگرفتند سقف تولید نفت‌شان را به میزان روزانه ۳۰ میلیون بشکه تثبیت کنند. چرا امروز یک میلیون و ۵۱۳ هزار بشکه بیشتر تولید می‌کنند؟! در سه ماه پیش رو اوپکی‌ها مذاکرات سختی خواهند داشت. از یک سو هیچ راه‌حل مناسبی جزء احیاء نظام سهمیه‌بندی برای محدود ساختن تولید اوپک وجود ندارد و از سوی دیگر احتمال اینکه سهمیه قبلی کشورها دوباره برقرار شود، اندک است، هر چند ایران باید تمام تلاش‌اش را برای احیای سهم ۱۴ درصدی خود انجام دهد. این ماجرا نباید به اهرم فشاری در دست برخی سیاسیون داخلی تبدیل شود. زمانی که دولت وقت ایران با برداشتن نظام سهمیه‌بندی درون اوپک موافقت کرد، باید فکر این روزها را می‌کرد.

ایران چطور می‌تواند عربستان را پای میز مذاکره بنشاند؟

صندوق بین‌المللی پول، کسری بودجه عربستان را حدود ۱۲۰ میلیون دلار پیش‌بینی کرده است. دولت عربستان اما، کسری بودجه این کشور را ۴۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. کاهش قیمت نفت بیش از هر کشوری به عربستان خسارت زده است. اخیرا ابراهیم العساف، وزیر اقتصاد عربستان از قصد دولت این کشور برای کاهش هزینه‌های غیرضروری خبر داده است. همینجاست که می‌توان جاده مذاکره ایران و عربستان را هموار کرد. ایران اگر کمی بیش از یک میلیون بشکه نفتش را به قیمت کمتر از ۵۰ دلار می‌فروشد عربستان حدود ۷ میلیون بشکه‌اش را به این قیمت عرضه می‌کند. به‌عبارت دیگر عربستان حدود ۷ برابر ایران از قیمت‌های پایین نفت ضرر می‌کند. پس نمی‌توان احتمال پیوستن سعودی‌ها به تفاهمی که نتیجه‌اش افزایش قیمت نفت است را مطرح نکرد. در این تفاهم منافع و ملاحظات همه اعضای اوپک به نوعی باید مدنظر قرار گیرد. همچنین نباید از نظر دور داشت که افت قیمت نفت باعث کاهش قیمت سهام شرکت‌هایی شده است که در معاملات بازار آتی نفت حضور دارند. ممکن است بعضی از این شرکت‌های خریدهایشان را «هج» کرده باشند. حتی در این شکل، ضرر ناشی از کاهش قیمت نفت به شرکت‌های بیمه منتقل می‌شود. شرکت‌های بزرگ نفتی در آمریکا، نروژ و هر کشوری که نفت‌های گران تولید می‌کردند هم با کاهش قیمت سهام مواجه شده‌اند. ادامه این روند بورس‌ها را بیشتر متاثر کرده و ضررها را افزون خواهد کرد. درست است که در یک بخش ماجرا، مصرف‌کنندگان اروپایی و آمریکایی از قیمت ارزان نفت سود می‌برند اما تاثیر منفی کاهش سهام شرکت‌های بزرگ در اقتصادشان قابل ندیدن نیست. همه اینها می‌تواند مجاری مذاکره کشورهای مختلف برای کمک به افزایش قیمت نفت را باز کند.

توافق برای کمک به افزایش قیمت نفت چگونه شکل می‌گیرد؟

منابع آگاه هفته گذشته از تحرکات تازه برخی کشورهای اوپکی و غیراوپکی برای کمک به افزایش قیمت نفت به «صدا» خبر داده‌اند. حتی ممکن است آمریکا، روسیه و عربستان در این توافق حضور داشته باشند. روسیه هفته گذشته برای پذیرش عضویت ناظر در اوپک ابراز بی‌میلی نکرد. ایران، اکوادور، الجزایر و ونزوئلا بدون طرحی هستند تا در اوپک ۱۶۸ نظام سهمیه‌بندی را در این سازمان دوباره احیاء کنند. ممکن است ایران با طرح مشخصی برای کاهش تولید نفت اوپک (به‌طور مشخص برای تعدیل تولید برخی کشورها که به‌خاطر نبود نفت کشورهای دیگر عضو در بازار، تولید نفت‌شان را افزایش داده‌اند) به اجلاس آتی اوپک برود. نه مسوولان ایرانی و نه مقامات ونزوئلایی، نمی‌توانند مسوولیت قانع‌سازی روسیه را بر عهده بگیرند. چراکه روسیه عضو اوپک نیست. روس‌ها با این استدلال که رفتار عربستان برای کاهش تولید نفت، سیاسی است فعلا هرگونه طرحی برای مشارکت در کاهش تولید نفت را نپذیرفته‌اند. شاید سعودی‌ها بتوانند در این باره با مسکو مذاکره کنند و همراه آنها در قبال افزایش قیمت نفت مسئولیت بپذیرند. عراق هم می‌تواند با مسوولیت پذیری به روند شکل‌گیری تفاهم اوپک کمک کند. حالا می‌توان یک احتمال مطرح کرد؛ احتمالی برای شکل‌گیری یک توافق پشت پرده در میان اعضای اوپک و غیراوپک. در این توافق احتمالی، آمریکا ممکن است برنامه توسعه تولید نفت شیل خود را زمانبندی کند تا عرضه آن به بازار فشار نیاورد. روسیه به‌طور طبیعی در شش ماه آینده ۴۰۰ هزار بشکه از تولید نفتش کاسته خواهد شد. ممکن است روسیه بخواهد همین عدد را به اوپک بفروشد. آنوقت عربستان باید بیش از این مقدار از تولید نفت بکاهد. افت سهام شرکت‌های بزرگ نفتی، کاهش ظرفیت تولید نفت جهان برای سال‌های آینده و رسیدن کارد به استخوان کشورهای مختلف اوپکی و غیراوپکی به‌جهت کاهش منابعشان از دیگر عواملی است که احتمال شکل‌گیری یک «توافق بزرگ» برای بالا بردن قیمت نفت را بیش از پیش کرده است. توافقی که هیچ بعید نیست تا ماه دسامبر با کاهش ۵/۱ تا ۲ میلیون بشکه‌ای تولید نفت اعلام شود. تحرکات زیادی پشت پرده جریان دارد. برخی شواهد روی پرده آن‌را می‌توان دید. اظهارات هفته گذشته رییس‌جمهور ونزوئلا برای همکاری با اوپک و مصاحبه‌های پشت سر هم وزیر نفت ایران با شبکه‌های CNN و بلومبرگ شاید شواهدی باشند. فرض کنیم توافق بزرگ برای احیای قیمت نفت انجام شد.

آیا قیمت نفت به سرعت بالا خواهد رفت؟

با توجه به عرضه اضافه بیش از ۲ میلیون بشکه‌ای نفت در بازار، افزایش بی‌سابقه ذخایر استراتژیک و تجاری دنیا و ۴۰ میلیون بشکه نفتی که روی آب وجود دارد بعید است حتی با وجود توافق بزرگ برای احیای قلب نفت، قیمت‌ها تا پایان امسال بیشتر از حدود ۵۰ دلار شود. اگر این توافق انجام شود سال آینده آرام‌آرام می‌تواند قیمت نفت بالا رود و به حد ۵۹ تا ۶۰ دلار برسد. خوشبینانه‌ترین قیمت نفت برای سال آینده، ۶۵ تا ۷۰ دلار خواهد بود. مساله عراق یکی از گلوگاه‌های این توافق است. مقامات نفتی ایران باید دقت کنند تا در دام این گلوگاه نیفتند. اگر عربستان بخواهد عراق را جزوی از توافق بزرگ کند شاید ایران تنها بتواند یک کاتالیزور باشد. نباید در دام سیاست سعودی برای درگیری نفتی با عراق افتاد، اگر عربستان هرگونه توافق آتی را به وارد کردن عراق در نظام سهمیه‌بندی موکول کند. عراق یکی از کشورهای بنیانگذار اوپک است. پس با پایبندی به توافق اکثریت، نباید بهانه به دست دیگران بدهد. هیجان بازار نفت که کم شود به نفع عراق هم هست. اما سیاست‌های عربستان مبتنی بر منافع کلان ملی‌اش تدوین می‌شود. به این یک مورد دقت کنید؛ علی النعیمی، در جلسه بسته وزراء علیه توسعه نفت شیل موضع‌گیری می‌کند اما عربستان شرکت‌های ورشکسته‌ای را که دارای تکنولوژی استخراج نفت و گاز شیل هستند می‌خرد. عربستان در ساخت نیروگاه‌های انرژی خورشیدی در خاورمیانه اول است. عربستان به‌دنبال راکتور اتمی است. به‌دنبال توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر است. ایران هم باید چون عربستان منافع کلان خود را تعریف کند.

منافع کلان ایران پس از لغو تحریم‌ها و افزایش صادرات نفتش چیست؟

افزایش سرمایه‌گذاری در پربازده‌ترین بخش اقتصاد ایران باید مهمترین کار دولت باشد. هیچ بخش اقتصادی ملی، به اندازه نفت و گاز بازده ندارد. کنترل مصرف انرژی در صنایع و خودروها و هدایت آن به سایر بخش‌های مولد یا صادرات آن، می‌تواند از کارهای ضروری دولت باشد. توسعه حمل و نقل ریلی از جمله کمک‌کننده‌ها به اقتصاد متکی بر انرژی ایران خواهد بود؛ از سواحل خزر، تا سواحل خلیج فارس. ایران حتی می‌تواند یکی از هاب‌های انرژی منطقه باشد. یک خط گاز از روسیه، قزاقستان، ترکمنستان تا جاسک بیاید. شرکت‌های بزرگ خارجی بتوانند در جاسک کارخانه ال.ان.جی بسازند و از گاز این خط استفاده کنند. ایران هم می‌تواند بخشی از گازش را در این منطفه، به ال.ان.جی تبدیل کند. ایران برای پس از تحریم، تصمیمات اساسی و بنیادین می‌خواهد. وزیر نفت برنامه وزارتخانه‌اش را تولید نفت ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز اعلام کرده است. این برنامه باید با جدیت و سریع محقق شود. ساخت ۸ پالایشگاه میعانات گازی در سیراف تصمیم کلان خوبی برای جلوگیری از خام‌فروشی است. خرید پالایشگاه در خارج از کشور و تکمیل سریع پالایشگاه‌های ستاره خلیج فارس و آناهیتا نیز جزو برنامه‌های با ضرب‌الاجل است. همانطور که تکمیل سایر فازهای جنوبی از با اولویت‌ترین‌هاست. حتی شاید ایران نیاز داشته باشد همچون عربستان، تکنولوژی‌های تولید شیل نفت و شیل گاز را به‌دست آورد.

دو رقیب بر سر چه موضوعی توافق می کنند؟

ایران و عربستان همسایگان همیشه‌رقیب یکدیگرند. به احتمال زیاد این دو رقیب با همراهی سایر کشورهای عضو و غیرعضو اوپک تا ماه دسامبر برای افزایش قیمت نفت به توافق خواهند رسید. وقتی که خبر کاهش ۵/۱ تا ۲ میلیون بشکه‌ای تولید نفت اعلام شود. اصرار ایران برای رسیدن به سهم ۱۴ درصدی پیش از تحریم خود در تولید اوپک از ضروریات است. دو سال است دولت روحانی کشور را با نفت ارزان در شرایط تحریم اداره می‌کند. با آینده‌نگری بار هزینه کشور را به دوش مالیات انداخته است و چیزی برای خاصه خرجی نفتی ندارد. با رعایت اصول اقتصاد مقاومتی و تدبیر درست در سیاست خارجی نفتی می‌توان به رقابت پادشاهان نفت رفت. ضیافت نفتی حالا دیگر تمام شده است.

*۱ پادشاهان نفت/ اندرو اسکات کوپر/ نشر اشاره / صفحه ۳۱۵

 منبع: هفته نامه صدا